تبلیغات
مذهبی وب - داستان کشتی نوح


الف) از سورة نوح 71 آیات 1- 27

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

ما نوح را به سوی قومش فرستادیم که قومت را هشدار بده پیش از آنکه عذاب دردناکی به آنها برسد. 

گفت: ای قوم! من برای شما هشداردهنده ای روشنگرم. 

که الله را بپرستید و از او بترسید و از من اطاعت کنید. 

تا بخشی از گناهاتان را بیامرزد و شما را تا هنگامِ تعیین شده مهلت بدهد؛ همانا اگر بدانید، مهلتِ خدایی وقتی آمد به تأخیر نخواهد افتاد. 

نوح گفت: پروردگار ا! من قومم را شب و ر وز دعوت کردم،

و دعوت من جز گریزندگی برآنها نیفزود. 

من هربار که دعوتشان کردم تا بیامرزی شان انگشتهایشان را در گوشهایشان کردند و جامه هایشان را برخود پیچاندند و پای فشردند و شدیدا سربزرگی نمودند. 

باز هم با صدای بلند دعوتشان کردم. 

باز هم در آشکار و نهان به ایشان گفتم.

گفتم: ازپروردگارتان آمرزش بخواهید که او آمرزگار بوده است؛

باران بسیار برایتان خواهد فرستاد،. 

و به مالها و پسرانتان خواهد افزود، و برایتان باغستانها ایجاد خواهد کرد و برایتان رودها ایجاد خواهد کرد. 

شما را چه شده است که امید وقاری از الله ندارید؟

درحالی که او شما را مرحله مرحله آفریده است.

آیا نمی بینید که الله چگونه آسمانها را طبقه طبقه آفریده است.

و ماه را در آنها روشنائی و خورشید را چراغ ساخته است؟

الله شما را از زمین رویانید مثل گیاه.

سپس شما را به آن باز می گرداند سپس شما را از آن بیرون می آورد. 

الله برایتان زمین را گسترده مثل گلیم کرده است. 

تا راههای تنگ و باریک ازآن را بپیمایید.  

نوح گفت: پروردگارا آنها ازمن نافرمانی کردند و پیرو کسی شدند که به مال و فرزندانشان جز زیان نمی افزاید. 

و نیرنگهای بسیار بزرگ به کار گرفتند.

و گفتند: خدایانتان را رها نکنید و ود و سواع را رها نکنید و نه یغوث و یعوق و نَسر را.

بسیاری را گمراه کردند . به ستمگران جز گمراهی میفزای.

به سبب گناهانشان غرق شدند و به آتش وارد کرده شدند، و برای خودشان جز الله هیچ یاورانی نیافتند.

نوح گفت: پروردگارا ! یک تن از کافران هم بر روی زمین باقی مگذار.

تو اگر آنها را باقی بگذاری بندگانت را گمراه خواهند کرد و جز فاجر و کفرورز نخواهند زائید. 

ب) از سورة هود 11 آیات 25 - 49

نوح را به سوی قومش فرستادیم  و گفت که من برایتان هشداردهنده ای آشکارم. 

وگفت که جز الله را نپرستید . من برشما از عذاب روز دردناکی بیمناکم. 

سران قومش که کافر بودند گفتند : تورا جز بشری همچون خودمان نمی بینیم، و نمی بینیمت که از آغازِ کار جز کسانی پیرو تو شده اند که فرومایگان مایند، و برای شما مزیتی برخودمان نمی بینیم، و ازاین گذشته دوغگویتان می پندار یم.

گفت ای قوم! اگر من بر حقیقتِ آشکاری از پروردگارم بودم و رحمتی از نزد خودش به من داد ولی شما توان دیدنش را نداشتید، آیا آن را به اجبار برشما تحمیل بکنیم؟

ای قوم! من هیچ مالی در قبال این از شما مطالبه نمی کنم؛ پاداش من جز بر الله نیست؛ من کسانی که ایمان آورده اند را ازخود نخواهم راند؛ ایشان پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد؛ ولی من می بینم که شما مردمی هستید که چیزی نمی دانید. 

ای قوم! من اگر آنها را ازخود برانم چه کسی مرا دربرابر الله یاری خواهد کرد؟ آیا تذکر نمی کنید؟

به شما نمی گویم که گنجهای الله نزد من است و نه غیب می دانم و نه می گویم که فرشته هستم، و نه می گویم که کسانی که درنظر شما خوار شمرده می شوند الله به آنها خیری نخواهد داد؛ الله به آنچه دردلهایشان است آگاهتر است؛ که اگر چنین کنم از ستمگرانم. 

گفتند: ای نوح! با ما مجادله کردی و بسیار هم مجادله کردی. اگر از راستگویان هستی آنچه را به ما هشدار می دهی برسرمان بیاور. 

گفت: الله اگر بخواهد آن را برسرتان خواهد آورد و شما جلوگیرش نخواهید بود. 

و اگر الله بخواهد که شما را گمراه کند، اگر من بخواهم اندرزتان بدهم اندرزم به دردتان نمی خورد . او پروردگارتان است و به سوی او بازمی گردید. 

یا می گویند که آن را به دروغ ساخته است؟ بگو اگر آن را به دروغ ساخته ام گناهِ من بر خودم است، و من از گناهی که می کنید بری هستم. 

و به نوح وحی رسید که از قومت جز کسانی که ایمان آورده اند کسی ایمان نخواهند آورد، و تو از آنچه می کردند رنج به دل راه مده.

و در برابر دیدگانِ ما و بر اساس وحیِ ما کشتی بساز و در باره ی کسانی که ستم کردند با من خطاب مکن که آنها غرق شدنی اند.

کشتی می ساخت، و هربار که گروهی از قومش براو گذشتند اورا مسخره کردند  گفت: اگر شما مسخره مان می کنید ما نیز همینگونه شما را مسخر ه می کنیم. 

خواهید دانست که چه کسی عذابی برسرش خواهد آمد که خوارش کند و عذابِ همیشگی برسرش خواهد آمد !

تا آنگاه که فرمانمان دررسید و تنور سرریز شد، گفتیم : از هر جفتی دوتا برآن بارکن و افراد خانواده ات را جز کسانی که پیش ازاین درباره شان سخن رفته است، و کسانی را که ایمان دارند، درحالی که جز اندکی با او ایمان نیاوردند.

گفت: درآن سوار شوید؛ حرکتش و لنگرانداختنش با نامِ الله است؛ همانا پروردگارم آمرزگار و مهربان است. 

آن با ایشان در موجی مثل کوهها حرکت می کرد. نوح به پسرش ندا زد درحالی که جدا افتاده بود: پسرم ! با ما سوار شو و همراه کافران مباش. 

گفت: به کوهی پناه خواهم برد تا مرا از آب نگاه دارد . گفت: امروز نگهدارنده ای دربرابر فرمان الله نیست مگر کسی که به او رحم کرده باشد . و موج درمیانشان حائل شد و از غرق شدگان بود. 

و گفته شد: ای زمین آبت را فروخور ! و ای آسمان دست بردار! آب فروکش کرد وکار به سامان رسید و [کشتی] بر روی «جودی»  قرار گرفت، و گفته شد : دور بادا مردمان ستمگر !

نوح به پروردگارش ندا زده گفت : پروردگارا پسرم از خانواده ام است و وعدة تو حق است و تو برترین داورانی

گفت: ای نوح! او از خانوادة تو نیست او کرداری ناشایست است؛ درباره ی آنچه به آن آگاهی نداری از من خواهش مکن؛ به تو اندرز می دهم که مبادا از نادانان باشی. 

گفت: پروردگارا پناه برتو که چیزی که درباره اش آگاهی ندارم از تو تقاضا کنم؛ و اگر مرا نیامرزی و به من رحم نکنی از زیاندیدگان خواهم بود

گفته شد: ا ی نوح فرودآی به امان ما و برکتهایی بر تو و برامتهای پیش از تو و امتهاای که درآینده برخوردارشان خواهیم کرد و سپس عذاب دردناک ازما به آنها خواهد رسید. 

اینها از خبرهای غیبی است که به تو [ای محمد] وحی می کنیم. نه توپیش ازاین آنها را می دانستی و نه قومت [می دانستند]. شکیبا باش که فرجام از آنِ پرهیزکاران است.


منابع: 

قرآن کریم

کتاب داستان های قرآنی(تهیه شده برای نشر الکترونیک توسط امیرحسین خنجی)